طرحواره درمانی

طرحواره درمانی

شیوه مواجه شدن با انواع طرحواره ها را سبک های مقابله ای می گویند. هر فرد در مواجهه با هر طرحواره‌ از بین یک تا سه سبک مقابله‌ای شامل تسلیم، اجتناب و جبران افراطی؛ ممکن است یکی یا چند تا را انتخاب کند.

سبک های مقابله ای و ذهنیت طرحواره ای

تسلیم یعنی پذیرش محض و بدون چون و چرا یک طرحواره یا تله؛ فرد تسلیم طرحواره می شود و آن رفتار و احساسی را تجربه می کند که طرحواره  به او دیکته می کند.
اجتناب یعنی فرار و دوری‌گزینی کامل، در اجتناب فرد به دنبال راهی برای فرار یا اجتناب از برخورد با عواقب طرحواره یا تله می گردد. و جبران افراطی یعنی مخالفت و جنگیدن؛ در جبران افراطی فرد سعی می کند تا با جبران افراطی خلاف طرحواره یا تله را انجام دهد.

از ترکیب طرحواره ها و سبک های مقابله ای، وضعیت ها یا حالت های مختلف ممکن است در زندگی فرد ایجاد شود. یعنی هر فرد به ازای هر طرحواره‌های ناسازگار اولیه، احتمالاً چندین وضعیت‌ را بارها و بارها در زندگی تجربه می‌کند. این وضعیت ها همان ذهنیت های طرحواره ای هستند که در ادامه به آن ها می پردازیم:

ذهنیت های طرح واره ای

در حالت عادی طرحواره پنهان است. موقعیت ها، رویدادها، موضوعات ذهنی یا محرک های عینی می توانند هر کدام از طرحواره های ذهن را برانگیزانند. پردازش های منفی که به دنبال تحریک شدن طرحواره در سیستم روانی فرد فعال می شود، ذهنیت طرحواره ای را ایجاد می کند. یکی از راه های شناخت ذهنیت طرحواره دقت به موقعیت هایی است که آن طرحواره را آشکار می کند. طرحواره ها ماهیتی صفت مانند دارند و شخصیت انسان را شکل می دهند اما ذهنیت ها ماهیت حالت مانند دارند و نمودهای تغییر پذیر طرحواره هستند و به عنوان حالت های خویشتن تعریف می شوند.

به عبارتی دیگر ذهنیت طرحواره ای عبارت است از فعال شدن طرحواره و سبک مقابله ای. ذهنیت ها انواع مختلفی دارند که نشان دهنده فعال شدن طرحواره و سبک مقابله ای است. ذهنیت وضعیت اکنون و اینجا هستند. هر آن چیزی که در لحظه حال از آن ها استفاده می کنیم. مثلا وقتی طرحواره بی اعتمادی ما فعال می شود و از سبک جبران افراطی استفاده می کنیم، دست به رفتارهای پرخاشگرانه میزنیم. این ذهنیت کودک خشمگین است.

انواع ذهنیت های طرحواره ای

ذهنیت های کودکانه: کودک آسیب پذیر/ کودک خشمگین یا کودک غضبناک/ کودک تکانشگر یا بی ثبات یا بی انضباط/ کودک شاد یا سالم

ذهنیت های همسو با سبک مقابله ای: تسلیم شده مطیع/ محافظ بی تفاوت/ جبران کننده افراطی

ذهنیت های والدانه: والد تنبیه گر/ والد پرتوقع.

ذهنیت های بالغانه: بزرگسال سالم.

 

ذهنیت کودک آسیب پذیر

فردی ترسیده، ناراحت، بیچاره یا درمانده به نظر می رسد. این ذهنیت مثل یک کودک کم سن و سال است که برای زنده ماندن نیاز مبرم به مراقبت بزرگسالان دارد، اما از بد حادثه چنین مراقبتی دریافت نکرده است.

ماهیت خاص ذهنیت کودک آسیب پذیر بستگی به طرح واره ها دارد : اگر والدین، کودک خود را به مدت زیادی تنها می گذارند (طرحواره رها شدگی)، شدیداً او را به باد انتقاد میگیرند و تحقیر می کنند و یا با بقیه مقایسه می کنند (طرحواره نقص و شرم)، او را شدیداً تنبیه می کنند (طرحواره بدرفتاری) و محبت را از او دریغ می کنند. ( طرحواره محرومیت هیجانی). طرح واره های دیگری که ممکن است با این ذهنیت ارتباط داشته باشند عبارتند از انزوای اجتماعی، وابستگی/ بیکفایتی، آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری، گرفتار/ خویشتن تحول نیافته و شکست. اغلب طرح واره ها جزء ذهنیت کودک آسیب پذیر محسوب می شوند. به همین دلیل ما معتقدیم که در رویکرد ذهنیت طرح واره ای، ذهنیت کودک آسیب پذیر از جایگاه خاصی برخوردار است و مهمترین ذهنیت تلقی می شود.

کودک_آسیپ_پذیر

ذهنیت کودک عصبانی/خشمگین 

تقریباً همه شما در مواجهه با ناکامی در براورده شدن نیازهایتان، عصبانی می شوید. بیمارانی که ذهنیت کودک عصبانی در آنها فعال شده اند، اگر به این نتیجه برسند که نیازهایشان ارضا نمی شود یا طرح واره های خاص این ذهنیت (مثل رهاشدگی، بی اعتمادی/ بدرفتاری، محرومیت هیجانی و اطاعت) فعال شوند، مستقیماً خشم خود را بروز می دهند. وقتی که طرح واره ها برانگیخته شوند و بیمار احساس رهاشدگی، بدرفتاری، محرومیت و یا اطاعت کند، عصبانی می شود و ممکن است داد و بیداد راه بیندازد، بدو بیراه بگوید و دست به رفتارهای تکانشی بزند و یا اینکه دچار خیالپردازی های خشم برانگیز شود.

کودک_عصبی

ذهنیت کودک تکانشی/بی ثبات/ بی انضباط 

فردی که برای ارضا نیازها و دستیابی به لذت به صورت تکانشی عمل میکند، بدون این که به محدودیت ها یا مشکلات دیگران توجه کند. این ذهنیت در کودک، نشانگر رفتارهای بازداری نشده، بی تمدن، غیر مسؤول و آزاد است. کودک تکانشی/ بی انضباط، کم طاقت و کم تحمل است و نمی تواند رضایت آنی را به خاطر اهداف آتی به تأخیر بیندازد. فردی که چنین ذهنیتی دارد ممکن است لوس، عصبانی، بیدقت، تنبل، ناشکیبا و بی ادب به نظر برسد. طرحواره های مرتبط با این ذهنیت عبارتند از استحقاق، خویشتن داری/ خود انضباطی ناکافی،

کودک_تکانش_گر

ذهنیت کودک شاد

فرد احساس رضایت خاطر و تعلق می کند. این ذهنیت با هیچکدام از طرح واره های سازگار اولیه ارتباط ندارد، چون نیازهای اصلی کودک به قدر کافی ارضاء شده اند. ذهنیت کودک شاد نشانگر عدم فعال سازی طرح واره های ناسازگار اولیه است.

کودک_شاد

سبک مقابله ای تسلیم شده مطیع

بیمارانی که چنین سبکی اتخاذ میکنند، منفعل و وابسته به نظر میرسند. آنها از دستورهای درمانگر (یا هر فرد دیگری) بی چون و چرا اطاعت میکنند. افرادی که سبک مقابله ای تسلیم شده مطیع دارند، در برابر مراجع قدرت، خودشان را افرادی درمانده و ضعیف می پندارند. انها احساس می کنند هیچ حق انتخابی ندارند و تلاش می کنند برای اجتناب از تعارض با دیگران، حرف شنوی داشته باشند. آنها افرادی مطیع هستند و تنها برای ادامه ارتباط یا جلوگیری از انتقام و تلافی سایرین، به دیگران اجازه می دهند هر کاری با ایشان بکنند مثل بدرفتاری، کنترل، ناارزنده سازی و نادیده انگاری.

ذهنیت_مطیع

محافظ بی تفاوت

این افراد از اجتناب طرح واره به عنوان سبک مقابله ای استفاده می کند. این سبک مقابله ای نوعی کناره گیری روانشناختی محسوب می شود. افرادی که سبک مقابله ای محافظ بی تفاوت را اتخاذ میکنند، از مردم کناره گیری می کنند و هیجان هایشان را نادیده می گیرند. تمام این راهکارها بدین منظور انجام می شود که فرد را از درد آسیب پذیر بودن محافظت کنند.

این سبک مقابله ای شبیه زره یا دیوار محافظتی است که ذهنیتهای آسیب پذیر درون آن پنهان شده اند .بیمارانی که این سبک مقابله ای را بر میگزینند، ممکن است دچار احساس کرختی یا پوچی شوند. چنین بیمارانی ممکن است برای اجتناب از سرمایه گذاری عاطفی در زمینه روابط اجتماعی و درگیر نشدن در فعالیت ها، به بدبینی تمام عیار یا کناره گیری روی بیاورند. رفتارهایی نظیر کناره گیری اجتماعی، خوداتکایی افراطی، اعتیادهای خودآرامبخش، خیالپردازی، توجه برگردانی وسواس گونه و محرک طلبی از این سبک مقابله ای برمی خیزند.

ذهنیت_بی_تفاوت

جبران کننده افراطی

این افراد از جبران افراطی به عنوان سبک مقابله ای استفاده میکند. آنها برخلاف طرح واره واقعی عمل می کنند. به عنوان مثال اگر بیماری احساس نقص کند، سخت در تلاش است تا بی نقص جلوه کند و شیوه برتری طلبی را اتخاذ میکند. اگر دچار احساس گناه شود، دیگران را سرزنش می کند. اگر احساس کند تحت سلطه دیگران قرار گرفته است، آنها را تهدید می کند.

اگر احساس کند با او بدرفتاری شده است، با دیگران به خشونت رفتار می کند. اگر احساس حقارت کند با منزلت طلبی و به رخ کشیدن موفقیت ها، به دنبال تأثیرگذاشتن بر دیگران است. برخی از افرادی که سبک مقابله ای جبران کننده افراطی را برمی گزینند ممکن است در دام رفتارهای منفعلانه – پرخاشگرانه بیفتند.

چنین افرادی به ظاهر مطیع و سربه راه به نظر می رسند، در حالیکه در درون کینه توز هستند یا اینکه اعتراض خود را از طریق اهمال کاری، چوب لای چرخ گذاشتن، شکایت، یا عدم همکاری نشان می دهند. بقیه افرادی که سبک مقابله ای جبران کننده افراطی را اتخاذ می کنند، وسواسی هستند. انها با برنامه ریزی دقیق، پایبندی شدید به حفظ نظم یا احتیاط های غیرضروری، سعی میکنند امور را طبق پیش بینی خودشان پیش ببرند تا از این طریق، خویشتن داری و نظم نظامی گونه خود را حفظ می کنند.

ذهنیت_جبران_افراطی

ذهنیت والد تنبیه گر

کودک را به خاطر بیان نیازها یا اشتباهات، با عصبانیت شدید تنبیه می کند، مورد انتقاد قرار میدهد یا او را سخت کنترل میکند. شایع ترین طرح واره های مرتبط با این ذهنیت عبارتند از تنبیه و نقص، این ذهنیت مخصوصاً در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و افراد مبتلا به افسردگی شدید، حاکم است. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ، ذهنیت والد تنبیه گر دارند.

آنها مثال والدین بر رفتارشان عمل کرده و خودشان را تنبیه میکنند. برای مثال آنها خودشان را افرادی شیطان صفت، کثیف یابد سرشت میدانند و اغلب با محروم کردن خودشان، دست به خود تنبیهی میزنند. آنها در این ذهنیت، کودکانی آسیب پذیر نیستند، بلکه والدین تنبیه گری هستند که اقدام به تنبیه کودک آسیب پذیر میکند. در واقع آنها بین ذهنیت والد تنبیه گر و ذهنیت کودک آسیب پذیر دائم در حال رفت و برگشت هستند، برخی از اوقات در نقش کودکی می روند که مورد ظلم و ستم قرار گرفته است و لحظه ای بعد در نقش والدین خودشان می روند که با ایشان بدرفتاری می کنند.

والد-تنبیه_گر

ذهنیت والد پرتوقع

کودک را برای دستیابی به انتظارات غیر واقع بینانه والدین تحت فشار قرار می دهد. چنین افرادی احساس میکنند کمال گرایی، کاری پسندیده و خوب است و اشتباه کردن و خودانگیختگی، بسیار مذموم و ناپسند است. اغلب، طرح واره های ایثارگری و معیارهای سرسختانه به این ذهنیت ربط دارند. این ذهنیت در اختلال شخصیت خودشیفته و وسواسی – اجباری شایع است.

این بیماران به ذهنیت والد پرتوقع پناه میبرند و معیارهایی افراطی برای خودشان در نظر میگیرند و تلاش میکنند به این معیارها دست یابند. با این حال، والد پرتوقع لزوماً تنبیه گر نیست. اگرچه والد پرتوقع از کودک خود انتظارات زیادی دارد، ولی لزوماً ممکن است او را تنبیه یا سرزنش نکند. بیشتر کودک، نامیدی والدین را درک می کند و از اینکه آنها را نامید کرده است، شرمنده می شود. در بسیاری از بیماران این دو ذهنیت شکل میگیرد. این افراد برای خودشان معیارهای غیر واقع بینانه ای در نظر میگیرند و در صورت نرسیدن به سر منزل مقصود، خودشان را تنبیه میکنند.

والد_پر_توقع

ذهنیت بزرگسال سالم

این ذهنیت سالم است و بخشی از خویشتن دوران بزرگسالی محسوب می شود که در مقایسه با سایر ذهنیت ها، نقش عملکرد اجرایی را به عهده دارد. ذهنیت بزرگسال سالم کمک میکند تا نیازهای هیجانی اساسی کودک براورده شوند. طرح واره درمانگر در فرآیند درمان باید ذهنیت بزرگسال سالم را تقویت کند تا سایر ذهنیت های ناکارآمد تعدیل شوند و از این طریق به اهداف درمان دست یابند.

بیشتر بیماران بزرگسال، این ذهنیت را به درجاتی دارند، اما تفاوت در نحوه استفاده از آن است. ذهنیت بزرگسال سالم در بیماران سالمی که عملکرد بهتری دارند، قوی تر است. ذهنیت بزرگسال سالم در بیمارانی که از اختلالات شدیدتر رنج میبرند، ضعیف تر است. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، اصلاً چنین ذهنیتی ندارند. درمانگر باید به بیمار کمک کند که چنین ذهنیتی را ایجاد کند. در واقع درمانگر به بیمار کمک میکند ذهنیتی را که اصلاً رشد نکرده است، پر و بال دهد.

بزگسال_سالم

ویژگی های ذهنیت بزرگسال سالم :

  1.  پذیرش خود
  2.  پذیرش دیگران
  3.  تمرکز بر فعالیت های اجتماعی
  4.  بودن در لحظه حال
  5.  دارای ارزش و شناخت نیازها
  6.  نوع دوستی
  7.  زیبایی شناختی
  8.  رابطه جنسی
  9.  معنویت
  10.  تعادل بین دو پای جرات مندی و دلبستگی

 

چگونگی طرحواره درمانی

از آنجایی که طرحواره درمانی ترکیب و تلفیق مکاتب مختلفی مانند: شناختی رفتاری، گشتالت، روابط شی، و روانکاوی می‌باشد، در نتیجه از آن برای درمان جنبه‌های مزمن اختلالات روانی و جنبه‌های شناختی استفاده می‌شود. این الگوهای درمانی می‌تواند بیمار را به فراتر از وضعیت منطقی هدایت کند و در آن شرایط بیمار تمامی احساساتی را که یک زمان در ضمیر ناخودآگاه خود دفن کرده بود برمی‌انگیخته و نسبت به پردازش آنها اقدام می‌کند. طرحواره درمانی یک درمان طولانی مدت است که تقریبا ۲ یا ۳ سال طول میکشد.

در طرحواره درمانی سعی میشود آن دسته از نیازهای اساسی ما که در کودکی برآورده نشده اند، در سنین بزرگسالی برآورده شوند و از این جهت می‌توانند باعث متوقف شدن این نقص عملکرد در شخصیت شوند. در طرحواره درمانی، درمانگر شما تبدیل به یک والد آگاه و مورد اعتماد می‌شود. بدین معنی که درمانگرتان، شما را تشویق می‌کند که یک دلبستگی ایمن با آن‌ها برقرار کنید. به آن‌ها اعتماد کنید که همیشه در کنارتان هستند، مهم نیست که چه می‌کنید، چه فکری دارید و چه می‌گویید؛ تنها به عنوان یک پدر یا مادر سالم، در کنار کودکشان هستند. بدون اینکه مهم باشد کودک چه رفتاری نشان می‌دهد.

 

طرحواره درمانگران فرایند درمان را از طریق موارد زیر پیش می برند :

  • قدم اول: کشف و شناسایی مدل طرحواره ای مراجع از طریق مصاحبه و پرسشنامه
  • قدم دوم: شناسایی و فهرست نمودن واقعیت های برانگیزاننده طرحواره های مراجع
  • قدم سوم: شناسایی ذهنیت های طرحواره ای غالب
  • قدم چهارم: مشخص نمودن سبک مقابله ای
  • قدم پنجم: بررسی خلق و خوی اولیه و تجارب منفی اولیه
  • قدم ششم: بالابردن بینش مراجع نسبت به طرحواره هایش

 

کاربرد طرحواره درمانی

  • درمان انواع اختلالات شخصیت
  • زوج درمانی
  • اختلالات عاطفی و افسردگی
  • پرخاشگری
  • مشکلات سازگاری و رابطه‌ای

 

تبلیغات

انتخاب دکتر زیبایی برای انجام جراحی های مد نظر شما متناسب با بودجه فردی، سلیقه شخصی و میزان تبحر در کنار دسترسی آسان به پزشک امروزه به یک چالش مهم در دنیا تبدیل شده است، نگران نباشید دکتر زیبایی در ارائه خدمات جراحی و مشاوره رایگان در کنار شماست!!! مهم نیست کاندید عمل بینی هستید یا کاشت مو یا اینکه در کدام شهر هستید و چه سنی دارید، فقط کافیه با دکتر زیبایی تماس حاصل فرمایید.

منبع
سنجش برتر
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن