مهارت های ارتباط موثر بین والدین و فرزندان

از لحظاتی که با فرزندتان هستید، استفاده کنید.

اعتماد به نفس کودکان شما تحت تلثیر کیفیت اوقاتی است که با آن ها صرف میکنید، نه مقدار و کمیت این زمان. در زندگیهای بسیار پرمشغله امروزی، اکثر پدر و مادرها در فکر کارهای آینده یا عقب افتاده و موضوعات ومشکلات روزمره هستند و در حالی که فرزندانشان با آن ها صحبت میکنند به اندازه کافی به آن ها توجه ندارند، در واقع، خیلی از مواقع وانمود میکنند که دارند گوش میدهند. خیلی از اوقات هم تلاش فرزندانشان را که سعی دارند با آن ها ارتباط برقرار کنند، نادیده میگیرند. اگر هرروز اوقات مفیدی را به کودکان اختصاص ندهیم؛ اوقاتی که فقط متوجه آن ها باشیم، کم کم ممکن است ناهنجاری های رفتاری در آنان بروز کند. از نظر کودکان، اگر در مقابل خواسته یا رفتارشان، حتی رفتاری نشان داده شودکه جنبه منفی دارد بهتر از آن است که به آن ها بیتوجهی شود. نادیده گرفتن کودکان و عدم توجه به گفته های آن ها در بسیاری از موارد میتواند مانع ادامه ارتباط شود. در یک ارتباط فعال باید سعی کنید که شنونده خوبی باشید. وقتی کودکان حرف میزنند لازم نیست یکسره به دنبال یافتن پاسخ مناسب باشید، می توانید به آن ها نگاه کنید و با حرکات سر نشان دهید که در حال توجه کردن به آنان هستید. کلام کودکانتان را با پرسیدن سئوالات متوالی قطع نکنید. وقتی میخواهید به آن ها توجه کامل داشته باشید، از کارتان دست بکشید و به حرفهایشان توجه کنید. این کار شما آن ها را به ادامه ارتباط تشویق میکند. استفاده از زبان بدن و نشان دادن رفتارها یا حالتهایی که پیام شمارا به مخاطب منتقل میکند، به کودکانتان نشان میدهد که شما به صحبت هایشان علاقمند هستید مثلاً داشتن ارتباط چشمی، پرهیز از خمیازه کشیدن یا نگاه کردن به ساعت که نشان دهنده عجله شماست. پس از طرح یک موضوع، گفته های کودکان را خلاصه کنید و به آن ها بازخورد بدهید، با این کار میتوانید متوجه شوید که آیا برداشت شما صحیح بوده است یا خیر. مراقب باشید که هنگام خلاصه کردن حرف های فرزندانتان، نظرات و قضاوت های شخصی خویش را وارد نکنید.

ارتباط_نوجوان

از زمان‌های غذا خوردن برای برقراری ارتباط با فرزندتان استفاده کنید.

صرف یک وعده غذای خانوادگی که در آن همه اعضای خانواده دور هم جمع شده اند، ارزش زیادی دارد. بنابراین مانند تمام کارهای دیگری که در طول روز برای آن ها برنامه ریزی میکنید، انجام این کار را نیز در اولویت قرار دهید، یک غذای خوشمزه بپزید، حتی اگر امکان آشپزی ندارید و از بیرون غذای آماده تهیه میکنید، همه دور هم بنشینید و غذا را میل کنید. هنگام صرف غذا، تلویزیون را خاموش کنید و تا جایی که می شود تلفن ها را جواب ندهید. اگر انجام روزانه این کار امکان پذیر نیست، سعی کنید در طول هفته یکی دو بارکل افراد خانواده را در کنار هم جمع کنید.

انجام این کار را جالب و جذاب کنید و همه افراد را در آماده سازی وعده غذایی شریک کنید. انجام کارهای مشترک، نزدیکی و پیوند بیشتری میان اعضای خانواده ایجاد می کند و برقراری ارتباط را آسان میسازد. در عین حال همه افراد نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت پیدا میکنند و خود را در یک کار گروهی شریک میبینند.

تعداد ارتباط‌های دستوری را به حداقل ممکن برسانید.

آمار و ارقام نشان میدهند که والدین هر روز صدها بار از فرزندانشان درخواست میکنند یا به آن ها دستور می دهند کاری را انجام بدهند. بنابراین عجیب نیست که گوش فرزندان از حرفهای پدر و مادرها پر است. اگر به جای آنکه مرتب اظهار گله مندی کنید و از دید فرزندانتان غرغرو به نظر برسید، مهارت پیدا کنید تا درخواست های خود را با لحنی مؤدبانه، در زمانی مناسب و به صورت مناسب بیان کنید احتمال همکاری و فرمانبرداری فرزندانتان افزایش می یابد و ارتباط سالمتری میان شما برقرار میشود.

ارتباط_نوجوان

به فرزندتان به اندازه مشخص آزادی بدهید و سعی کنید که مستبد نباشید.

والدینی که برخوردی قاطع و اطمینان بخش دارند، ضمن اعطای آزادی به فرزندان خود، برای آنان مقررات روشنی تعیین میکنند. آن ها متناسب با مقررات وضع شده، دلایلی قابل فهم و روشن نیز ارائه میکنند و حس اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری را در فرزندان خود تقویت میکنند. والدین خود کامه و مستبد خواستار اطاعت بی چون و چرای فرزندانشان هستند، لزومی نمیبینند که برای دستورات یا خواسته های خود دلیلی ارائه کنند و برای نافرمانی در برابر دستورات خود حتی تنبیه های شدید به کار میبرند. فرزندان آن ها، در زندگی آینده اعتماد به نفس ضعیف تر و استقلال کمتری دارند، والدین خود را نامهربان و بی توجه میدانند و معتقدند که انتظارات و تقاضاهایشان غیرمنطقی و نادرست است. ارتباط میان والدین و فرزندان به ویژه در دوره نوجوانی رابطه ای پویا و دو طرفه است. والدین باید به جای اعمال قدرت و دستور دادن یا نصیحت کردن صرف، زمینه هایی فراهم کنند تا فرزندانشان در مورد امور خانواده فعالانه بحث و شرکت داشته باشند و با هم فکری یکدیگر به نتیجه مورد نظر برسند. با این حال، تصمیم گیری نهایی و مسئولیت بر عهده پدر و مادر است.

الگوی مناسبی باشید.

برای فرزندانتان الگو باشید و زمانی که از آن ها انتظار دارید کاری را انجام دهند، ابتدا خودتان به آن کار بپردازید. در حین گفتگو اصل احترام متقابل را رعایت کنید، با آن ها مهربان باشید و کارهای روزمره خانه را بدون گله و شکایت انجام دهید تا آن ها هم یاد بگیرند که چنین برخوردی از خود نشان دهند، بخش بزرگی از یادگیری کودکان و شکل گیری رفتار آنان از طریق مشاهده رفتار شما صورت می گیرد.

ارتباط_نوجوان

از تحقیر اعضای خانواده و بی‌احترامی کردن به آنان بپرهیزید.

تلاش کنید فضای منزل، شاداب، با نشاط و پر انگیزه باشد. از هرگونه روابط غیردوستانه، درگیری، نزاع، مجادله، تحکم، تحقیر و تهدید در منزل خودداری کنید. فضای عاطفی ناخوشایند و روابط متشنج درون منزل و اهانت به یکدیگر، سبب ترس و اضطراب فرزندان میگردد و آن ها را از خانواده دور میکند. در چنین فضایی احتمال بروز مشکلات رفتاری فرزندان به مراتب بیشتر میشود.

بیاموزید برای بیان احساسات خود از پیامهایی که با کلمه «من» شروع میشوند، استفاده کنید. استفاده از «پیامهای تو. . . !!» یعنی جمله هایی که با کلمه «تو» شروع میشوند در بسیاری از موارد باعث میشود شنونده احساس کند دارد مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرد. در این شرایط او در حالت تدافعی قرار میگیرد و سعی میکند با آوردن دلیل یا بهانه خود را محق جلوه دهد یا تقصیر را گردن طرف مقابل بیندازد. به عنوان مثال برای پیشگیری از این شرایط و کمک به ارتباط مؤثر، به جای اینکه از فرزند یا همسرتان بپرسید: «تو چرا هر روز دیر به خونه میای »، بگوئید: «من خیلی نگران میشم وقتی دیر میکنی».

در ارتباط کلامی متکلم وحده نباشید، مکالمه باید دوطرفه باشد.

اگر شما هم از جمله افرادی هستید که در هنگام صحبت کردن، فقط بر موضوع مورد نظر خودتان متمرکز میشوید و یک ریز حرف میزنید، لازم است خودآگاهی بیشتری داشته باشید و به جای بی وقفه نظر دادن یا سخنرانی کردن، با کلماتی مانند چگونه، چه چیز و چه زمان فرزندتان را دعوت به صحبت کردن کنید. با این کار به کودکتان نشان میدهید که نظرات او برای شما مهم است. از پرسیدن سئوالات بسته که پاسخ بلی یا خیر دارند به خصوص در کودکان خردسال خودداری کنید، زیرا کودکان تمایل دارند پاسخی بدهند که شنونده را از خود خشنود سازد.

ارتباط_نوجوان

ساکت نمانید، احساس و نظر خود را به روشی مثبت بیان کنید.

اگر عادت دارید در مقابل مشکلات ساکت بمانید، به تدریج مستعد میشوید که احساس آزردگی و رنجش خود را به صورت حملات خشم انفجاری نمایان سازید. احساس و نظر خود را با آرامش بیان کنید. به جای حمله کردن به نظرات یا شخصیت فرزندتان، عقیده خود را به زبان ساده در مورد نظر او اعلام کنید. تا جایی که میتوانید از زاویه دید او به دنیا نگاه کنید، در این صورت میتوانید پذیرش بهتری نسبت به قضایا و اتفاقها داشته باشید. به مثال زیر توجه کنید.

فرزندتان به شما میگوید: «کاش تو هم مثل خاله مریم کار نمیکردی و پیش من میموندی». میتوانید پاسخ دهید: «میدونم که تو هم دلت میخواد هر روز که به خونه میای من در رو، روت باز کنم». با گفتن این جمله شما حس کودک را با زبان خود بازگو میکنید و نشان میدهید به احساسها و نیازهای او توجه دارید. وقتی به حرفهای او با آرامش گوش میکنید بدون این که واکنش عصبی نشان دهید، او به این ارتباط علاقه نشان میدهد و با ادامه گفتگو، شما میتوانید به دلیل اصلی درخواست فرزندتان پی ببرید.

از شخصی‌کردن موضوع‌ها و سرزنش خود بپرهیزید.

گاهی ممکن است خود را بی جهت مسئول حادثه هایی بدانید که به هیچ وجه امکان کنترل آن ها را نداشته اید. مادری از آموزگار فرزندش میشنود که او در مدرسه خوب درس نمیخواند و سپس با خود میگوید: «من چه مادر بدی هستم». در چنین مواقعی به جای محکوم کردن خودتان در جستجوی علل درس نخواندن فرزندتان باشید. شخصی سازی قضایا منجر به احساس گناه، خجالت و ناشایستگی میشود. هر چند گاهی بعضی از والدین برعکس این حالت رفتار میکنند و سایرین و یا شرایط را مسئول مشکلات خود میدانند. آنان توجه ندارند که ممکن است خود نیز در ایجاد این شرایط سهیم باشند.

به جای این که دنبال مقصر بگردید سعی کنید راه حل مناسبی بیابید.

وقتی با مشکلی برخورد میکنید به جای آنکه وقت و انرژی خود را با گشتن به دنبال مقصر هدر بدهید، به راه حل های مؤثر در حل مشکل بیندیشید. برای نمونه یک روز صبح فرزندتان به موقع از خواب بیدار نمیشود. شما با داد و بیداد به همسرتان میگویید: «دیشب موقع فوتبال از بس صدای تلویزیون رو زیاد کردی، نذاشتی آرش بخوابه». با گفتن این جمله نه تنها مشکل را حل نمیکنید، بلکه مشکل ارتباطی با همسرتان را نیز بر مشکل قبلی میافزایید. در این شرایط بهتر است به کودکتان کمک کنید تا زودتر حاضر شود و از سرویس جا نماند.

ارتباط_نوجوان

از تعمیم‌های مبالغه‌آمیز پرهیز کنید.

برخی افراد هر رویداد منفی را شکستی تمام عیار و دائمی، تلقی میکنند و برای ابراز عقیده خود در بیشتر موارد کلماتی مانند «همیشه» و «هرگز» را به کار میبرند. این روش تفکر و نتیجه گیری موجب میشود که فرد احساس درماندگی و اضطراب پیدا کند. والدینی که این گونه میاندیشند ممکن است به ارتباط خود با کودکشان خدشه وارد کنند. وقتی پدری با دیدن نمره پایین در کارنامه فرزندش، او را تنبل یا کودن خطاب می کند، به اعتماد به نفس کودک آسیب میزند. در چنین مواردی ابتدا باید با توجه به نمرات بهتر کارنامه، از تلاش کودک تقدیر کرد و سپس به نمرات منفی او پرداخت. مثلاً میتوان گفت: «علی جان معلومه در تاریخ و جغرافی خیلی قوی هستی، آفرین، خیلی خوبه، اما انگار در ریاضی یک کم اشکال داری، باید ببینیم علتش چیه و چی کار باید بکنیم تا در ریاضی هم پیشرفت کنی». با این روش برخورد ضمن اینکه ارتباط مثبتی بین والد وکودک شکل میگیرد، کودک میآموزد که در هر شرایطی باید نقاط قوت خود را در نظر داشته باشد.

هنگامی که با مشکلات روبرو می‌شوید، به مسائل گذشته بر نگردید.

برخی از افراد هنگام بروز مشکلات جدید، به یادآوری مسائل قبلی میپردازند و تعارض ها یا اختلاف های قدیمی را به میان میکشند. این کار باعث میشود مشکلات اخیر، پیچیده و غیرقابل حل به نظر برسند. باید توجه داشت که زمان حال سرمایه اصلی است که در اختیار ما قرار دارد و نباید با پرداختن به گذشته، آن را از دست بدهیم. برای مثال مادری متوجه میشود کودکش شیر را روی میز ریخته است. او میتواند دو گونه برخورد داشته باشد:

الف: همیشه دست و پا چلفتی هستی، هیچ کاری رو نمیشه به تو سپرد.

ب: بیا با هم میز رو تمیز کنیم، آهان، خوب شد! حالا ببینیم چی شد که شیر روی میز ریخت….. درسته، میز خیلی شلوغ بود، پس بهتره عروسکت رو از روی میز برداری و صبحانه اش رو جداگونه بدی.

به راحتی میتوان فهمید که برخورد دوم مناسبتر است. در این مثال مادر ضمن مدیریت شرایطی که کودک در آن دچار اضطراب شده، به او کمک میکند تا با پیامد رفتارش مواجه شود و راه جبران آن را بیاموزد و به کار ببرد.

شتاب‌زده نتیجه‌گیری نکنید و از ذهن‌خوانی بپرهیزید.

برخی از والدین همیشه فکر میکنند که میدانند در ذهن فرزندشان چه میگذرد و بر این اساس، بدون توجه به کلام او رفتاری نشان میدهند که موجب میشود کودک در موضع دفاعی قرار گیرد. در مثال زیر فرزندی در مورد ناظم مدرسه با مادرش صحبت می کند:

نوجوان: امروز توی حیاط مدرسه با ناظم… مادر: باز چه دسته گلی به آب دادی؛ خدایا از دست تو چیکار کنم

نوجوان: ولی من میخواستم بگم که ناظم از اینکه دیروز سر راه اونو سوار کردید و رسوندید، تشکر کرد.

ارتباط_نوجوان

برمبنای احساسات خود استدلال نکنید.

آیا فرض را بر این میگذارید که احساسات منفی شما لزوماً منعکس کننده واقعیت هستند  ممکن است اعتقاد داشته باشید: «در مورد رفتاری که با پسرم توی مدرسه داشتم احساس گناه میکنم، پس پدر بدی هستم» یا «وقتی توی جمع والدین بچه های مدرسه دخترم حاضر میشم احساس حقارت میکنم، یعنی دیگران اهمیت چندانی به من نمیدن». این روش استدلال موجب میشود که کمتر به واقعیتها توجه کنید، موقعیتهای مناسب را از دست بدهید، و با پیامدهایی منفی مواجه شوید که شما و فرزندتان را دچار مشکل میسازد.

به کاربردن بایدهای بسیار، دردسر زاست.

برخی از والدین انتظار دارند که اوضاع همیشه آنطور که خودشان میخواهند یا دستور می دهند پیش برود. آن ها قصد دارند با بایدها و نبایدهای بیشماری که وضع میکنند در فرزندان خود انگیزه و احساس مسئولیت به وجود بیاورند، در حالی که این روش اغلب چنین نتیجه ای را به دنبال نمیآورد، آدم باید به بزرگترش احترام بذاره. . . بچه خوب باید درس هاشو سر وقت بخونه، اتاقش مرتب باشه، غذاشو کامل بخوره. . . . . . همیشه باید خوش اخلاق باشی، نباید اخم کنی یا گریه کنی و…  بایدهای بیش از حد پدر و مادرها میل به سرکشی و نافرمانی را در فرزندانشان افزایش میدهد و آنان را تشویق میکند کاری خلاف دستور صادر شده انجام دهند. والدینی که مرتباً در حال اعلام باید و نبایدهای خود هستند، اجازه نمی دهند کودکان متوجه شوند کدام دستور یا قانون از اولویت بیشتری برخوردار است. به تدریج کودکان به شنیدن دستورهای مکرر و متنوع عادت میکنند و حساسیت آنان نسبت به انجام خواسته های والدین به صورت ناخود آگاه کاهش مییابد. والدین احساس میکنند فرزندشان با آنان لج میکند و از این تمرد دلخور و عصبانی میشوند. آنان نتیجه میگیرند برای وادار کردن فرزندشان به اجرای دستورها و پیروی از قانون باید بیشتر سخت گیری کنند. این روش همه اعضای خانواده را خسته، عصبی، و آزرده میسازد بدون این که دستیابی به اهداف مثبت ممکن شده باشد.

به خود و فرزندتان برچسب نزنید.

برچسب زدن شکلی از تفکر همه یا هیچ است. اگر به جای اینکه بگویید: «اشتباه کردم»، بگویید: «مادر ناتوانی هستم» دارید به خودتان بر چسب منفی میزنید. برچسب زدن روشی غیر منطقی است، زیرا وجود و شخصیت شما با رفتاری که میکنید تفاوت دارد. برچسب های منفی، خشم، دلسردی، و اضطراب ایجاد میکنند و عزت نفس را کاهش میدهند. گاهی همین روش نادرست را در مورد فرزندتان نیز به کار میبرید مثلاً وقتی اشتباهی میکند میگویید: «دخترم مثل احمقا لباس پوشیده».

ارتباط_نوجوان

از رفتار مشکل‌زای فرزندتان انتقاد کنید نه از شخصیت او.

با انتقاد از شخصیت و ویژگیهای اخلاقی کودکان، احساس بدی را به آنان منتقل میکنید. انتقاد در درجه اول، باید سازنده باشد و در درجه دوم، باید رفتار کودک را زیر سئوال ببرد نه شخصیت او را. ما وظیفه داریم به فرزندمان تفهیم کنیم، گرچه عملی که انجام داده اشتباه است ولی شخصیت او همچنان نزد ما محترم است. کودک معمولاً بعد از رفتار اشتباه، احساس گناه میکند و خود را مستحق تنبیه میداند. در صورتی که اگر عملکرد او مورد نقد و بررسی قرار گیرد و پیامد جبرانی مناسبی برای آن در نظر گرفته شود، اشتباه خود را قبول میکند. اگر با بیان صفات ناشایست به کودک توهین شود، او عمل زشت خود را توجیه شده میپندارد و در مقابل والدین موضع گیری میکند. برای مثال اگر بگویید: «تو بچه تنبل و درس نخونی هستی»، او احساس میکند فرد ناتوانی است و این ناتوانی از نظر دیگران نیز پذیرفته و غیر قابل تغییر میباشد، دراین شرایط او امید و انگیزهای برای تلاش پیدا نمیکند. بنابراین به یاد داشته باشید از نسبت دادن صفات ناپسند به شخصیت کودک مانند: «هیچی نمیفهمی، خیلی خنگی» پرهیز کنید.

به ارتباط غیرکلامی بها بدهید.

علاوه بر ارتباط کلامی و صحبت کردن با دیگران، نوعی ارتباط غیرکلامی هم وجود دارد که شامل لحن کلام، استفاده از ایما و اشاره، حرکات چشمها، حالات صورت، و حرکات و ژستهای بدنی است. ارتباط غیرکلامی درک و انتقال پیام را تسهیل میکند. به عبارتی، بسیاری بر این باورند که ارتباط غیرکلامی آنچه را که در درون ماست به راحتی به دیگران منتقل میکند. فرض کنید در گوشه ای نشسته اید، زانوان خود را بغل گرفته و به جایی خیره شده اید. کسی از شما میپرسد: «چی شده  ناراحتی» شما نمیتوانید بگویید: «نه! چرا باید ناراحت باشم  اتفاقاً خیلی هم خوب و سرحالم!!!» چون حالتهای غیر کلامی شما قویتر از کلام شما حرف میزنند.

پیام‌های کلامی و غیر کلامی خود را هماهنگ کنید.

اگر پیامهای کلامی و غیر کلامی شما همسو نباشند، در تفسیر و برداشت طرف مقابل ابهام ایجاد میشود. این امر به ویژه در کودکان حائز اهمیت است، زیرا درک آنان از موضوع های پیرامونشان عینی است. کودکان هنوز توانایی فهم مسائل انتزاعی را به دست نیاوردهاند بنابراین باید در برقرار کردن ارتباط با آن ها به روشن بودن پیامها توجه ویژه ای داشته باشیم. مثلاً وقتی از بهم ریخته بودن اطاق پسرتان عصبانی می شوید و با حالتی تمسخرآمیز به او می گویید:«دستت درد نکنه»، او گیج میشود و ممکن است معنای صحبت و نظر واقعی شما را در مورد کارش نفهمد. اگر کودک سه ساله شما حرف ناسزایی را بیان کند و شما به او بگویید: «آفرین، خیلی ممنون از اینکه این همه حرفای قشنگ یادگرفتی»، او نمیفهمد منظور شما این بوده که حرفش اصلاً پسندیده نیست و دیگر نباید آن را تکرار کند.

ارتباط_نوجوان

تبلیغات

انتخاب دکتر زیبایی برای انجام جراحی های مد نظر شما متناسب با بودجه فردی، سلیقه شخصی و میزان تبحر در کنار دسترسی آسان به پزشک امروزه به یک چالش مهم در دنیا تبدیل شده است، نگران نباشید دکتر زیبایی در ارائه خدمات جراحی و مشاوره رایگان در کنار شماست!!! مهم نیست کاندید عمل بینی هستید یا کاشت مو یا اینکه در کدام شهر هستید و چه سنی دارید، فقط کافیه با دکتر زیبایی تماس حاصل فرمایید.

مشاوره روانشناسی

مشاوره خانواده

منبع
سنجش برتر
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن