مشاوره تربیت کودک

تربیت کودک و فرزندپروری

فرزندپروری به اصول و روش های تربیت کودک گفته میشود. دانش فرزندپروری به همه اطلاعاتی گفته میشود که والدین می بایست در برخورد با رفتارهای نادرست کودکان و اصلاح آن ها و ایجاد و حفظ رفتارهای صحیح آگاه باشند. از طرفی صرف داشتن دانش و اطلاعات برای تربیت صحیح کافی نیست. بارها شاهد بوده ایم که والدی با شرکت در کلاس ها و کارگاه های مختلف فرزندپروری باز هم قادر به تربیت صحیح نبوده و اینجاست که اهمیت مهارت ها و توانایی والدین مشخص می شود. مهارت به منزله تمرین تجربی دانش مربوطه در زندگی واقعی و در برخورد با موقعیت های رفتاری است.

فرزند_پروری

اصول فرزندپروری

یکی از اصول اولیه و مهم در تربیت کودکان، انضباط قاطع است؛ به این معنی که والدینی که در تربیت کودکشان، همواره رفتار باثبات نشان می دهند و کودکان آن ها همیشه میدانند در قبال هر رفتاری از آن ها چه واکنشی از سوی والدین سر میزند؛ این قابلیت پیش بینی رفتار والدین توسط کودکان باعث ثبات شخصیت و رفتار و خلق کودکان نیز می شود.

اما فرض کنید والدین در هرزمان و یا مکان خاصی واکنش متفاوتی در قبال یک رفتار کودک نشان دهند. مثلا در خانه، باشگاه، محل کار، فروشگاه و یا در شرایط روحی روانی مختلف مثلا وقتی خسته اند یا عصبی هستند واکنش آن ها در قبال یک رفتار بخصوص کودک تغییر کند؛ قطعا این کودکان نمی توانند رفتار صحیح و غلط را از هم تفکیک کنند و با سردرگمی و مغایرت به رفتارهای نامطلوبشان ادامه می دهند.

یکی دیگر از اصول مهم در تربیت فرزندان، مفهوم تله نردبانی است. تله نردبانی یکی از رایج ترین اشتباهات والدین در مقابل خواسته های نامعقول کودکان است. فرض کنید کودکی از والدش درخواستی دارد که بنا به دلایلی والد نمی تواند یا نمیخواهد برای کودک فراهم کند، مثلا در فروشگاهی کودک اصرار بر برداشتن پفک می کند و والدش ابتدا به او جواب منفی می دهد اما بعد از گریه و زاری و کشیدن کودک در فروشگاه، مجبور میشود به خواسته کودکش تن دهد یعنی پاسخ منفی والد بعد از واکنش منفی کودک مثبت می شود.

نتیجه این است که والد در یک تله افتاده که با یک بار اشتباه بعدا هم بارها و بارها در همین تله می افتد . کودک متوجه میشود هر وقت خواسته ای دارد و با جواب منفی روبرو میشود با گریه و زاری و زدن خود به خواسته اش برسد و هر بار با پافشاری والدین روبرو می شود واکنشش شدیدتر و شدیدتر می شود.

برای جلوگیری از افتادن در این تله، بهتر است قبل از هرگونه نه گفتن به کودکتان خوب فکر کنید و اگر تحمل گریه کودکتان را ندارید و ممکن است پاسختان عوض شود، از همان ابتدا با خواسته اش موافقت کنید. ولی اگر قاطع برخورد کنید و قرار است پاسختان عوض نشود و در مقابل خواسته های نامعقولش بایستید باید نسبت به واکنش های منفی او محکم و استوار باشید و به او بفهمانید نمی تواند واکنش شما را با گریه و زاری تغییر دهد و از این راه به خواسته هایش برسد.

یکی دیگر از اصول مهم در تربیت کودکان، تشویق ناخواسته رفتارهای نامناسب و بی توجهی به رفتارهای مناسب است که در اثر نادیده گرفته شدن توسط والدین کم کم از بین میروند و یا جایگزین میشوند. مثلا والدی که ناخواسته به رفتار زشت فرزندش می خندد و این خنده و توجه مثبت باعث تکرار آن می شود و یا زمانی که کودکی وارد جمعی میشود و برای اولین بار سلام میکند و کسی به او توجه نمی کند و این باعث کاهش احتمال وقوع این رفتار مثبت میشود.

فرزند_پروری

انواع روش ها یا سبک های فرزندپروری

سبک های فرزندپروری به روش های تربیت کودکان در دو محور محبت و کنترل گفته می شود. کیفیت رابطه والد_فرزندی به افراط و تفریط در ارضا و براورده شدن این ۲ نیاز بر میگردد و باعث شکل گیری ۴ سبک فرزندپروری میشود.

روش سخت گیر/ مستبدانه/ پرخاشگرانه/ دیکتاتور یا پدرسالار

والدین سخت گیر یا دیکتاتور والدینی به شدت کنترل کننده اند که مدام به بچه ها امر و نهی می کنند. نظارت و سخت گیری در این خانواده ها به شدت بالاست و در مقابل محبت و توجه چندانی از طرف والدین ابراز نمیشود. به عبارتی یکی از نیازهای اساسی کودکان، یعنی رابطه عاطفی گرم و نزدیک و پذیرش؛ ارضا نمیشود و آثار مخرب آن در کودکی باعث رشد عقده حقارت و کمبود اعتماد به نفس میشود.

کودکانی ضعیف، وابسته، خجالتی و تودار، که قدرت تصمیم گیری و استقلال ندارند، خود ابرازی و احساس احقاق خود در آن ها سرکوب شده، به اصطلاح افرادی توسری خور که اکثرا دنبال تایید شدن از طرف دیگران هستند و یا محافظه کار و پنهان کار و دروغگو که از ترس تنبیه ها و کنترل های سخت والدین، از آن ها فاصله می گیرند و این ارتباط سرد باعث شکل گیری حس تنفر نسبت به آن ها میشود. این کودکان در بزرگسالی دچار مشکلات عاطفی بسیاری مثل افسردگی و اضطراب می شوند.

فرزند_پروری

روش آسان گیر/سهل گیر/ منفعلانه/ فرزندسالار

والدین آسان گیر والدینی هستند که بیش از اندازه به کودکان خود محبت و توجه نشان می دهند و نیازهای این کودکان به صورت افراطی براورده میشود. به اصطلاح لای پر قو بزرگ میشوند؛ در مقابل هیچ نظارت و کنترلی بر فرزندان وجود ندارد و کودکان هر کاری بخواهند انجام میدهند. فرزندسالاری یعنی نقش ها جابه جا شده اند و کودکان دستور میدهند و قانون های خانه مطابق با نیازهای کودکان است. در نتیجه محبت بیش از اندازه و نظارت حداقل باعث می شود این کودکان از اعتماد به نفس کاذب برخوردار شوند و این فکر که همه برای ارضا نیازهای آنان آمده اند باعث رشد حس خودبزرگ پنداری و پرخاشگری آنان می شود.

این ها از آنجایی که همه خواسته هایشان براورده شده و نه نشنیده اند، لوس و پرتوقع میشوند و بعدها هم تحمل شنیدن نه را ندارند و صبور نیستند و تحمل هیچ گونه سختی و مشکلات را ندارند و از انجاییکه والدین همیشه در خدمت آن ها بوده اند و اجازه داده اند هر کاری که می خواهند بکنند مسئولیت پذیر هم نیستند. تحقیقات نشان داده بدترین سبک فرزندپروری که متاسفانه در نسل امروزی بسیار مشاهده میشود، سبک فرزندسالاری است. مشکلات تحصیلی و سازگاری، عدم انعطاف پذیری، آسیب های اجتماعی مثل اعتیاد در این ها بسیار شایع است.

فرزند_پروری

روش بی تفاوت/ طرد کننده/ اغماض کننده

در سبک فرزندپروری بی تفاوت، والدین به کل فرزندان را طرد و رها می کنند و آن ها را به حال خود واگذار می کنند. در این خانواده ها کودکان بزرگ می شوند و رشد می کنند اما از آنجایی که نیازهای آنان نادیده گرفته شده، در دوران کودکی خود باقی می مانند. در این سبک والدین نه محبت و روابط عاطفی گرم و صمیمی با کودکشان برقرار می کنند نه نطارت و کنترلی بر رفتار آن ها دارند و نتیجه آن رشد کودکانی در خود مانده، بزهکار، ضد اجتماعی و ناقض قوانین اجتماعی، با مشکلات عاطفی و رفتاری و نافرمان و لجباز است.

فرزند_پروری

روش مقتدرانه/ متعادل/باکفایت و موفق

در فرزندپروری مقتدرانه، نقش والد-فرزندی به خوبی اجرا می شود محبت و پذیرش به شیوه صحیح و به جا و نظارت و کنترل نیز به اندازه رعایت میشود. والدین آگاه می دانند قانون، دستور و نظم در خانواده نقش بسزایی در تربیت فرزندان سالم، مسئولیت پذیر، اجتماعی، مستقل و توانمند دارد. از این رو با روش های تشویقی و تنبیهی مناسب مثل جریمه و محدودیت، کودکان را نسبت به اصلاح رفتارسوق می دهند.

فرزند_پروری

 

تربیت کودک و فرزند پروری اصلاح رفتار یا مدیریت رفتار شامل انواع روش های تشویقی که بعد از رفتار واقع میشود برای تقویت رفتار مناسب و تنبیه که بعد از انجام رفتار نامناسب اعمل میشود برای کاهش احتمال بروز رفتار ناشایست.

اما موقعیتی که قبل از بروز رفتار باعث پیشگیری از وقوع رفتار نامناسب شود و یا باعث ابراز رفتار مناسب شود دستور و قانون است که به مراتب تاثیرش از تنبیه و تشویق بیشتر است. به عبارتی کودکی که از قبل میداند قانون خانه آن ها این است که فلان ساعت می بایست خانه باشد، کمتر احتمال دارد مرتکب اشتباهی بشود که بعدا با عواقب ان بخواهد روبرو شود تا کودکی که نمیداند و مرتبا مرتکب اشتباه می شود و مکررا مورد تنبیه و جریمه از سوی والدین قرار میگیرد.

فرزند_پروری

انواع روش های تنبیهی

ابتدا بهتر است مفهوم دقیق تنبیه را روشن کنیم و بدانیم هدف ما ارتنبیه کردن چیست؟ آیا میخواهیم کودک از ما بترسد و حساب ببرد چون قدرت و زور بازو ما بیشتر است؟ یا انجام دادن بی چون و چرا هر آنچه والدین می خواهند؟ انواع روش های تنبیهی نامناسب شامل تنبیه بدنی، تهدید، توهین، تمسخر و تحقیر کودکان باعث ایجاد استرس و اضطراب، حس تنفر، نافرمانی و لجبازی، پرخاشگری و افسردگی کودکان می شود.

هدف صحیح در تنبیه اصلاح رفتارهای نامناسب کودکان و جایگزین کردن آن ها به رفتارهای مناسب است. بنابراین ما با مفهوم دیگری از تنبیه روبرو هستیم. اصلاح و مدیریت رفتارهای نادرست کودکان شامل روش های بی توجهی، محرومیت و جریمه است.

بی توجهی

بهترین واکنش والدین در مقابل رفتارهای نامناسب و بی خطر کودکان مثل داد زدن، گریه کردن و فحش دادن بی توجهی نسبت به آن هاست. بی توجهی به معنای قهر کردن و صحبت نکردن با کودک نیست. هدف ما از بی توجهی این است که کودک متوجه این شود که نمی تواند با گریه و داد زدن، به خواسته اش برسد و متوجه رفتار نامناسبش بشود و از تکرار آن بپرهیزد.

جریمه

جریمه یکی دیگر از روش های مناسب در اصلاح رفتارهای نادرست کودکان است. مثلا وقتی کودکتان را در هنگام خط خطی کردن دیوار پیدا میکنید به جای کتک زدن، از او بخواهید دیوار را خودش پاک کند یا به خاطر کار اشتباهش باید جریمه ای بپردازد.

محرومیت

محرومیت کودک از فعالیت های دلخواهش مثل بازی، تماشای تلویزیون، خرید بستنی و … یکی دیگر از راه کارهای مناسب در اصلاح رفتار نامناسب است. یکی دیگر از روش های محرومیت اتاق خلوت یا صندلی سکوت است به این صورت که کودک را به مدت چند دقیقه بسته به سنش، در یک اتاق تنها بگذارید. البته باید توجه داشته باشید این اتاق نباید هیچ جذابیتی برای کودک داشته باشد چون هدف ما از این تنبیه، این است که حوصله اش سر برود و به کارهای نامناسبش فکر کند؛

از طرفی نباید خطری تهدیدش کند مثلا وسایلی مثل چاقو، کبریت یا تراس نداشته باشد و یا ترسناک هم نباشد که بعدا دچار اضطراب شود. صندلی سکوت نیز همین ویژگی را باید داشته باشد توجه داشته باشید افراط در مدت زمان آن نکنید چون مفهوم زمان برای کودکان مثل ما نیست و خیلی زودتر از ما حوصله شان سر میرود. نکته حایز اهمیت این است که بعد از اعمال محدودیت باید با کودکتان صحبت کنید و علت آن تنبیه را با کودک در مین بگذارید و رفتار جایگزین را هم به او بگویید.

فرزندپروری

انواع روش های تشویقی

تاثیر تشویق و توجه مثبت به مراتب بیشتر از تنبیه است و تحقیقات بسیاری اثربخشی آن را تایید کرده اند و به اهمیت آن در ایجاد انگیزه کودکان پرداخته اند. تشویق انواع مختلفی دارد تشویق های کلامی، غیر کلامی و جسمانی مثل تشویق های فعالیتی و مادی.

تشویق های کلامی شامل گفتن عباراتی مثل آفرین، احسنت و من به تو افتخار میکنم. سعی کنید از همه انواع تشویق به درستی و به جا استفاده کنید. بعضی والدین فقط از تشویق مادی استفاده میکنند مثلا فقط با خریدن هدیه سعی میکنند به او توجه نشان دهند و از انواع دیگر تشویق غافل هستند. پس از مدتی افراط در این تشویق های مادی باعث توقع بیش از حد کودکان و رشوه گرفتن آن ها از والدین میشود و در قبال هر رفتاری توقع گرفتن یک چیز مادی دارند و این در حالی است که در خیلی مواقع با گفتن یک جمله محبت آمیز می توان به همان اندازه توجه یک کودک را جلب کرد مخصوصا که کودکان در سنین پایین بیشتر نیازمند توجه کلامی هستند.

تشویق فعالیتی به معنی انجام یک بازی یا فعالیت مشترک با والدین است مثل کشتی گرفتن، فوتبال دستی، آشپزی و … و تشویق جسمانی نیز شامل در آغوش گرفتن و بوسیدن کودک است. که البته با توجه به تفاوت های فردی کودکان باید در نظر داشته باشید قبل از هر گونه لمس فیزیکی کودک از او اجازه بگیرید.

فرزند_پروری

قانون و دستور

همانطور که گفتیم دستور و قانون قبل از بروز هر گونه رفتار اعمال می شوند و قطعا تاثیر آن ها در مدیریت رفتار بیشتر است. دستور هرگونه جمله امری است برای انجام آنچه باید اکنون و اینجا توسط کودکان انجام شود که از جانب والدین صادر می شود، مثلا الان که از مدرسه آمدی اول دست هایت را بشور ولی قانون یک قاعده کلی برای همیشه است مثل قانون سلام کردن وقتی وارد جمعی می شوی و یا قانون مسواک زدن.

 

نکاتی که در مورد دستور باید رعایت شود

دستورها نباید پشت سرهم صادر شوند. هر زمان می بایست صرفا یک دستور داده شود، احتمال انجام دادن هر دستور با ارایه دستورات پشت سر هم به میزان قابل توجهی کاهش میابد. مثلا “الان که از مدرسه اومدی خونه دستهاتو بشور بعد لباسهاتو مرتب کن بعد کیفتو خالی کن بعد بشین سر مشقت”. بهتر است اول یک دستور صادر شود و منتظر انجام دادن بمانید اگر چنانچه دستور انجام نشد، تذکر می دهید و دوباره آنرا تکرار میکنید. بعد از انجام دستور حتما تشویق کنید بهتر است از تعادل بین تشویق های کلامی و غیر کلامی به تناوب استفاده کنید.

بهتر است دستورها با جملات امری مثبت بیان شوند مثلا به جای آنکه بگویید” از روی مبل بالا پایین نپر” بگویید “روی مبل بنشین”. یا به جای انکه بگویید” اسباب بازی هاتو پرت نکن” بگویید”اسباب بازیهاتو بیار با هم بازی کنیم”.

بهتر است دستورها واضح، روشن و با کلمات مناسب بیان شوند. مثلا به جای اینکه بگویید”حرص منو در نیار و بچه خوبی باش رعایت حال منو بکن” بگویید”مامان الان خسته است اسباب بازی هاتو بیار و آروم بشین بازی کن تا منم کمی استراحت کنم”.

نکاتی که در مورد قانون باید رعایت شود

سعی کنید جلسات خانوادگی تشکیل دهید و در این جلسات با حضور همه تعضای خانواده، راجع به قوانین خانواده صحبت کنیم و نظرات همه را راجع به آن ها بپرسیم و تا جاییکه به اصل قوانین لطمه نمی زند می توان با همراهی خود کودکان آن ها وضع کرد مثلا وقتی قانون تماشای روزانه ۲ ساعت تلویزیون می گذاریم میتوانیم در مورد ساعت آن و اینکه این دو ساعت یکجا باشد یا ۱ ساعت صبح باشد یک ساعت عصر با خود بچه ها مشورت کرد.

نکته مهم دیگر در مورد قوانین، این است که در همان جلسات و همان موقعی که راجع به هر قانون صحبت می شود؛ عواقب و جریمه سرپیچی از قوانین هم بیان شود تا کودکان بدانند اگر قانونی را نادیده بگیرند دقیقا چه جریمه ای باید بپردازند و این کار باعث پیشگیری از بهانه های بعدی میشود.

سعی کنید قبل از خرید هر وسیله ای برای کودکتان، قانون آن را برای آن ها بازگو کنید. مثلا اگر تبلت یا دوچرخه برای کودکتان میخرید قبل از اینکه دچار بحران و بحث های بعدی راجع به استفاده از آن بشوید، قوانین استفاده از آن و عواقب سرپیچی از این قوانین را گوشزد کنید. مثلا روزی ۲ ساعت می توانی دوچرخه بازی کنی و در فلان محدوده.

فرزند_پروری

اصول ارتباطی با کودکان

از لحظاتی که با فرزندتان هستید، استفاده کنید.

اعتماد به نفس کودکان شما تحت تلثیر کیفیت اوقاتی است که با آن ها صرف میکنید، نه مقدار و کمیت این زمان. در زندگیهای بسیار پرمشغله امروزی، اکثر پدر و مادرها در فکر کارهای آینده یا عقب افتاده و موضوعات ومشکلات روزمره هستند و در حالی که فرزندانشان با آن ها صحبت میکنند به اندازه کافی به آن ها توجه ندارند، در واقع، خیلی از مواقع وانمود میکنند که دارند گوش میدهند. خیلی از اوقات هم تلاش فرزندانشان را که سعی دارند با آن ها ارتباط برقرار کنند، نادیده میگیرند. اگر هرروز اوقات مفیدی را به کودکان اختصاص ندهیم؛ اوقاتی که فقط متوجه آن ها باشیم، کم کم ممکن است ناهنجاری های رفتاری در آنان بروز کند.

از نظر کودکان، اگر در مقابل خواسته یا رفتارشان، حتی رفتاری نشان داده شودکه جنبه منفی دارد بهتر از آن است که به آن ها بیتوجهی شود. نادیده گرفتن کودکان و عدم توجه به گفته های آن ها در بسیاری از موارد میتواند مانع ادامه ارتباط شود. در یک ارتباط فعال باید سعی کنید که شنونده خوبی باشید. وقتی کودکان حرف میزنند لازم نیست یکسره به دنبال یافتن پاسخ مناسب باشید، می توانید به آن ها نگاه کنید و با حرکات سر نشان دهید که در حال توجه کردن به آنان هستید. کلام کودکانتان را با پرسیدن سئوالات متوالی قطع نکنید.

وقتی میخواهید به آن ها توجه کامل داشته باشید، از کارتان دست بکشید و به حرفهایشان توجه کنید. این کار شما آن ها را به ادامه ارتباط تشویق میکند. استفاده از زبان بدن و نشان دادن رفتارها یا حالتهایی که پیام شمارا به مخاطب منتقل میکند، به کودکانتان نشان میدهد که شما به صحبت هایشان علاقمند هستید مثلاً داشتن ارتباط چشمی، پرهیز از خمیازه کشیدن یا نگاه کردن به ساعت که نشان دهنده عجله شماست. پس از طرح یک موضوع، گفته های کودکان را خلاصه کنید و به آن ها بازخورد بدهید، با این کار میتوانید متوجه شوید که آیا برداشت شما صحیح بوده است یا خیر. مراقب باشید که هنگام خلاصه کردن حرف های فرزندانتان، نظرات و قضاوت های شخصی خویش را وارد نکنید.

ارتباط_نوجوان

از زمان‌های غذا خوردن برای برقراری ارتباط با فرزندتان استفاده کنید.

صرف یک وعده غذای خانوادگی که در آن همه اعضای خانواده دور هم جمع شده اند، ارزش زیادی دارد. بنابراین مانند تمام کارهای دیگری که در طول روز برای آن ها برنامه ریزی میکنید، انجام این کار را نیز در اولویت قرار دهید، یک غذای خوشمزه بپزید، حتی اگر امکان آشپزی ندارید و از بیرون غذای آماده تهیه میکنید، همه دور هم بنشینید و غذا را میل کنید. هنگام صرف غذا، تلویزیون را خاموش کنید و تا جایی که می شود تلفن ها را جواب ندهید. اگر انجام روزانه این کار امکان پذیر نیست، سعی کنید در طول هفته یکی دو بارکل افراد خانواده را در کنار هم جمع کنید.

انجام این کار را جالب و جذاب کنید و همه افراد را در آماده سازی وعده غذایی شریک کنید. انجام کارهای مشترک، نزدیکی و پیوند بیشتری میان اعضای خانواده ایجاد می کند و برقراری ارتباط را آسان میسازد. در عین حال همه افراد نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت پیدا میکنند و خود را در یک کار گروهی شریک میبینند.

تعداد ارتباط‌های دستوری را به حداقل ممکن برسانید.

آمار و ارقام نشان میدهند که والدین هر روز صدها بار از فرزندانشان درخواست میکنند یا به آن ها دستور می دهند کاری را انجام بدهند. بنابراین عجیب نیست که گوش فرزندان از حرفهای پدر و مادرها پر است. اگر به جای آنکه مرتب اظهار گله مندی کنید و از دید فرزندانتان غرغرو به نظر برسید، مهارت پیدا کنید تا درخواست های خود را با لحنی مؤدبانه، در زمانی مناسب و به صورت مناسب بیان کنید احتمال همکاری و فرمانبرداری فرزندانتان افزایش می یابد و ارتباط سالمتری میان شما برقرار میشود.

ارتباط_نوجوان

به فرزندتان به اندازه مشخص آزادی بدهید و سعی کنید که مستبد نباشید.

والدینی که برخوردی قاطع و اطمینان بخش دارند، ضمن اعطای آزادی به فرزندان خود، برای آنان مقررات روشنی تعیین میکنند. آن ها متناسب با مقررات وضع شده، دلایلی قابل فهم و روشن نیز ارائه میکنند و حس اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری را در فرزندان خود تقویت میکنند. والدین خود کامه و مستبد خواستار اطاعت بی چون و چرای فرزندانشان هستند، لزومی نمیبینند که برای دستورات یا خواسته های خود دلیلی ارائه کنند و برای نافرمانی در برابر دستورات خود حتی تنبیه های شدید به کار میبرند. فرزندان آن ها، در زندگی آینده اعتماد به نفس ضعیف تر و استقلال کمتری دارند، والدین خود را نامهربان و بی توجه میدانند و معتقدند که انتظارات و تقاضاهایشان غیرمنطقی و نادرست است. ارتباط میان والدین و فرزندان به ویژه در دوره نوجوانی رابطه ای پویا و دو طرفه است. والدین باید به جای اعمال قدرت و دستور دادن یا نصیحت کردن صرف، زمینه هایی فراهم کنند تا فرزندانشان در مورد امور خانواده فعالانه بحث و شرکت داشته باشند و با هم فکری یکدیگر به نتیجه مورد نظر برسند. با این حال، تصمیم گیری نهایی و مسئولیت بر عهده پدر و مادر است.

الگوی مناسبی باشید.

برای فرزندانتان الگو باشید و زمانی که از آن ها انتظار دارید کاری را انجام دهند، ابتدا خودتان به آن کار بپردازید. در حین گفتگو اصل احترام متقابل را رعایت کنید، با آن ها مهربان باشید و کارهای روزمره خانه را بدون گله و شکایت انجام دهید تا آن ها هم یاد بگیرند که چنین برخوردی از خود نشان دهند، بخش بزرگی از یادگیری کودکان و شکل گیری رفتار آنان از طریق مشاهده رفتار شما صورت می گیرد.

ارتباط_نوجوان

از تحقیر اعضای خانواده و بی‌احترامی کردن به آنان بپرهیزید.

تلاش کنید فضای منزل، شاداب، با نشاط و پر انگیزه باشد. از هرگونه روابط غیردوستانه، درگیری، نزاع، مجادله، تحکم، تحقیر و تهدید در منزل خودداری کنید. فضای عاطفی ناخوشایند و روابط متشنج درون منزل و اهانت به یکدیگر، سبب ترس و اضطراب فرزندان میگردد و آن ها را از خانواده دور میکند. در چنین فضایی احتمال بروز مشکلات رفتاری فرزندان به مراتب بیشتر میشود.

بیاموزید برای بیان احساسات خود از پیامهایی که با کلمه «من» شروع میشوند، استفاده کنید. استفاده از «پیامهای تو. . . !!» یعنی جمله هایی که با کلمه «تو» شروع میشوند در بسیاری از موارد باعث میشود شنونده احساس کند دارد مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرد. در این شرایط او در حالت تدافعی قرار میگیرد و سعی میکند با آوردن دلیل یا بهانه خود را محق جلوه دهد یا تقصیر را گردن طرف مقابل بیندازد. به عنوان مثال برای پیشگیری از این شرایط و کمک به ارتباط مؤثر، به جای اینکه از فرزند یا همسرتان بپرسید: «تو چرا هر روز دیر به خونه میای »، بگوئید: «من خیلی نگران میشم وقتی دیر میکنی».

در ارتباط کلامی متکلم وحده نباشید، مکالمه باید دوطرفه باشد.

اگر شما هم از جمله افرادی هستید که در هنگام صحبت کردن، فقط بر موضوع مورد نظر خودتان متمرکز میشوید و یک ریز حرف میزنید، لازم است خودآگاهی بیشتری داشته باشید و به جای بی وقفه نظر دادن یا سخنرانی کردن، با کلماتی مانند چگونه، چه چیز و چه زمان فرزندتان را دعوت به صحبت کردن کنید. با این کار به کودکتان نشان میدهید که نظرات او برای شما مهم است. از پرسیدن سئوالات بسته که پاسخ بلی یا خیر دارند به خصوص در کودکان خردسال خودداری کنید، زیرا کودکان تمایل دارند پاسخی بدهند که شنونده را از خود خشنود سازد.

ارتباط_نوجوان

ساکت نمانید، احساس و نظر خود را به روشی مثبت بیان کنید.

اگر عادت دارید در مقابل مشکلات ساکت بمانید، به تدریج مستعد میشوید که احساس آزردگی و رنجش خود را به صورت حملات خشم انفجاری نمایان سازید. احساس و نظر خود را با آرامش بیان کنید. به جای حمله کردن به نظرات یا شخصیت فرزندتان، عقیده خود را به زبان ساده در مورد نظر او اعلام کنید. تا جایی که میتوانید از زاویه دید او به دنیا نگاه کنید، در این صورت میتوانید پذیرش بهتری نسبت به قضایا و اتفاقها داشته باشید. به مثال زیر توجه کنید.

فرزندتان به شما میگوید: «کاش تو هم مثل خاله مریم کار نمیکردی و پیش من میموندی». میتوانید پاسخ دهید: «میدونم که تو هم دلت میخواد هر روز که به خونه میای من در رو، روت باز کنم». با گفتن این جمله شما حس کودک را با زبان خود بازگو میکنید و نشان میدهید به احساسها و نیازهای او توجه دارید. وقتی به حرفهای او با آرامش گوش میکنید بدون این که واکنش عصبی نشان دهید، او به این ارتباط علاقه نشان میدهد و با ادامه گفتگو، شما میتوانید به دلیل اصلی درخواست فرزندتان پی ببرید.

از شخصی‌کردن موضوع‌ها و سرزنش خود بپرهیزید.

گاهی ممکن است خود را بی جهت مسئول حادثه هایی بدانید که به هیچ وجه امکان کنترل آن ها را نداشته اید. مادری از آموزگار فرزندش میشنود که او در مدرسه خوب درس نمیخواند و سپس با خود میگوید: «من چه مادر بدی هستم». در چنین مواقعی به جای محکوم کردن خودتان در جستجوی علل درس نخواندن فرزندتان باشید. شخصی سازی قضایا منجر به احساس گناه، خجالت و ناشایستگی میشود. هر چند گاهی بعضی از والدین برعکس این حالت رفتار میکنند و سایرین و یا شرایط را مسئول مشکلات خود میدانند. آنان توجه ندارند که ممکن است خود نیز در ایجاد این شرایط سهیم باشند.

به جای این که دنبال مقصر بگردید سعی کنید راه حل مناسبی بیابید.

وقتی با مشکلی برخورد میکنید به جای آنکه وقت و انرژی خود را با گشتن به دنبال مقصر هدر بدهید، به راه حل های مؤثر در حل مشکل بیندیشید. برای نمونه یک روز صبح فرزندتان به موقع از خواب بیدار نمیشود. شما با داد و بیداد به همسرتان میگویید: «دیشب موقع فوتبال از بس صدای تلویزیون رو زیاد کردی، نذاشتی آرش بخوابه». با گفتن این جمله نه تنها مشکل را حل نمیکنید، بلکه مشکل ارتباطی با همسرتان را نیز بر مشکل قبلی میافزایید. در این شرایط بهتر است به کودکتان کمک کنید تا زودتر حاضر شود و از سرویس جا نماند.

ارتباط_نوجوان

از تعمیم‌های مبالغه‌آمیز پرهیز کنید.

برخی افراد هر رویداد منفی را شکستی تمام عیار و دائمی، تلقی میکنند و برای ابراز عقیده خود در بیشتر موارد کلماتی مانند «همیشه» و «هرگز» را به کار میبرند. این روش تفکر و نتیجه گیری موجب میشود که فرد احساس درماندگی و اضطراب پیدا کند. والدینی که این گونه میاندیشند ممکن است به ارتباط خود با کودکشان خدشه وارد کنند. وقتی پدری با دیدن نمره پایین در کارنامه فرزندش، او را تنبل یا کودن خطاب می کند، به اعتماد به نفس کودک آسیب میزند. در چنین مواردی ابتدا باید با توجه به نمرات بهتر کارنامه، از تلاش کودک تقدیر کرد و سپس به نمرات منفی او پرداخت. مثلاً میتوان گفت: «علی جان معلومه در تاریخ و جغرافی خیلی قوی هستی، آفرین، خیلی خوبه، اما انگار در ریاضی یک کم اشکال داری، باید ببینیم علتش چیه و چی کار باید بکنیم تا در ریاضی هم پیشرفت کنی». با این روش برخورد ضمن اینکه ارتباط مثبتی بین والد وکودک شکل میگیرد، کودک میآموزد که در هر شرایطی باید نقاط قوت خود را در نظر داشته باشد.

هنگامی که با مشکلات روبرو می‌شوید، به مسائل گذشته بر نگردید.

برخی از افراد هنگام بروز مشکلات جدید، به یادآوری مسائل قبلی میپردازند و تعارض ها یا اختلاف های قدیمی را به میان میکشند. این کار باعث میشود مشکلات اخیر، پیچیده و غیرقابل حل به نظر برسند. باید توجه داشت که زمان حال سرمایه اصلی است که در اختیار ما قرار دارد و نباید با پرداختن به گذشته، آن را از دست بدهیم. برای مثال مادری متوجه میشود کودکش شیر را روی میز ریخته است. او میتواند دو گونه برخورد داشته باشد:

الف: همیشه دست و پا چلفتی هستی، هیچ کاری رو نمیشه به تو سپرد.

ب: بیا با هم میز رو تمیز کنیم، آهان، خوب شد! حالا ببینیم چی شد که شیر روی میز ریخت….. درسته، میز خیلی شلوغ بود، پس بهتره عروسکت رو از روی میز برداری و صبحانه اش رو جداگونه بدی.

به راحتی میتوان فهمید که برخورد دوم مناسبتر است. در این مثال مادر ضمن مدیریت شرایطی که کودک در آن دچار اضطراب شده، به او کمک میکند تا با پیامد رفتارش مواجه شود و راه جبران آن را بیاموزد و به کار ببرد.

شتاب‌زده نتیجه‌گیری نکنید و از ذهن‌خوانی بپرهیزید.

برخی از والدین همیشه فکر میکنند که میدانند در ذهن فرزندشان چه میگذرد و بر این اساس، بدون توجه به کلام او رفتاری نشان میدهند که موجب میشود کودک در موضع دفاعی قرار گیرد. در مثال زیر فرزندی در مورد ناظم مدرسه با مادرش صحبت می کند:

نوجوان: امروز توی حیاط مدرسه با ناظم… مادر: باز چه دسته گلی به آب دادی؛ خدایا از دست تو چیکار کنم

نوجوان: ولی من میخواستم بگم که ناظم از اینکه دیروز سر راه اونو سوار کردید و رسوندید، تشکر کرد.

ارتباط_نوجوان

 

برمبنای احساسات خود استدلال نکنید.

آیا فرض را بر این میگذارید که احساسات منفی شما لزوماً منعکس کننده واقعیت هستند  ممکن است اعتقاد داشته باشید: «در مورد رفتاری که با پسرم توی مدرسه داشتم احساس گناه میکنم، پس پدر بدی هستم» یا «وقتی توی جمع والدین بچه های مدرسه دخترم حاضر میشم احساس حقارت میکنم، یعنی دیگران اهمیت چندانی به من نمیدن». این روش استدلال موجب میشود که کمتر به واقعیتها توجه کنید، موقعیتهای مناسب را از دست بدهید، و با پیامدهایی منفی مواجه شوید که شما و فرزندتان را دچار مشکل میسازد.

به کاربردن بایدهای بسیار، دردسر زاست.

برخی از والدین انتظار دارند که اوضاع همیشه آنطور که خودشان میخواهند یا دستور می دهند پیش برود. آن ها قصد دارند با بایدها و نبایدهای بیشماری که وضع میکنند در فرزندان خود انگیزه و احساس مسئولیت به وجود بیاورند، در حالی که این روش اغلب چنین نتیجه ای را به دنبال نمیآورد، آدم باید به بزرگترش احترام بذاره. . . بچه خوب باید درس هاشو سر وقت بخونه، اتاقش مرتب باشه، غذاشو کامل بخوره. . . . . . همیشه باید خوش اخلاق باشی، نباید اخم کنی یا گریه کنی و…  بایدهای بیش از حد پدر و مادرها میل به سرکشی و نافرمانی را در فرزندانشان افزایش میدهد و آنان را تشویق میکند کاری خلاف دستور صادر شده انجام دهند. والدینی که مرتباً در حال اعلام باید و نبایدهای خود هستند، اجازه نمی دهند کودکان متوجه شوند کدام دستور یا قانون از اولویت بیشتری برخوردار است. به تدریج کودکان به شنیدن دستورهای مکرر و متنوع عادت میکنند و حساسیت آنان نسبت به انجام خواسته های والدین به صورت ناخود آگاه کاهش مییابد. والدین احساس میکنند فرزندشان با آنان لج میکند و از این تمرد دلخور و عصبانی میشوند. آنان نتیجه میگیرند برای وادار کردن فرزندشان به اجرای دستورها و پیروی از قانون باید بیشتر سخت گیری کنند. این روش همه اعضای خانواده را خسته، عصبی، و آزرده میسازد بدون این که دستیابی به اهداف مثبت ممکن شده باشد.

به خود و فرزندتان برچسب نزنید.

برچسب زدن شکلی از تفکر همه یا هیچ است. اگر به جای اینکه بگویید: «اشتباه کردم»، بگویید: «مادر ناتوانی هستم» دارید به خودتان بر چسب منفی میزنید. برچسب زدن روشی غیر منطقی است، زیرا وجود و شخصیت شما با رفتاری که میکنید تفاوت دارد. برچسب های منفی، خشم، دلسردی، و اضطراب ایجاد میکنند و عزت نفس را کاهش میدهند. گاهی همین روش نادرست را در مورد فرزندتان نیز به کار میبرید مثلاً وقتی اشتباهی میکند میگویید: «دخترم مثل احمقا لباس پوشیده».

ارتباط_نوجوان

از رفتار مشکل‌زای فرزندتان انتقاد کنید نه از شخصیت او.

با انتقاد از شخصیت و ویژگیهای اخلاقی کودکان، احساس بدی را به آنان منتقل میکنید. انتقاد در درجه اول، باید سازنده باشد و در درجه دوم، باید رفتار کودک را زیر سئوال ببرد نه شخصیت او را. ما وظیفه داریم به فرزندمان تفهیم کنیم، گرچه عملی که انجام داده اشتباه است ولی شخصیت او همچنان نزد ما محترم است. کودک معمولاً بعد از رفتار اشتباه، احساس گناه میکند و خود را مستحق تنبیه میداند. در صورتی که اگر عملکرد او مورد نقد و بررسی قرار گیرد و پیامد جبرانی مناسبی برای آن در نظر گرفته شود، اشتباه خود را قبول میکند. اگر با بیان صفات ناشایست به کودک توهین شود، او عمل زشت خود را توجیه شده میپندارد و در مقابل والدین موضع گیری میکند. برای مثال اگر بگویید: «تو بچه تنبل و درس نخونی هستی»، او احساس میکند فرد ناتوانی است و این ناتوانی از نظر دیگران نیز پذیرفته و غیر قابل تغییر میباشد، دراین شرایط او امید و انگیزهای برای تلاش پیدا نمیکند. بنابراین به یاد داشته باشید از نسبت دادن صفات ناپسند به شخصیت کودک مانند: «هیچی نمیفهمی، خیلی خنگی» پرهیز کنید.

به ارتباط غیرکلامی بها بدهید.

علاوه بر ارتباط کلامی و صحبت کردن با دیگران، نوعی ارتباط غیرکلامی هم وجود دارد که شامل لحن کلام، استفاده از ایما و اشاره، حرکات چشمها، حالات صورت، و حرکات و ژستهای بدنی است. ارتباط غیرکلامی درک و انتقال پیام را تسهیل میکند. به عبارتی، بسیاری بر این باورند که ارتباط غیرکلامی آنچه را که در درون ماست به راحتی به دیگران منتقل میکند. فرض کنید در گوشه ای نشسته اید، زانوان خود را بغل گرفته و به جایی خیره شده اید. کسی از شما میپرسد: «چی شده  ناراحتی» شما نمیتوانید بگویید: «نه! چرا باید ناراحت باشم  اتفاقاً خیلی هم خوب و سرحالم!!!» چون حالتهای غیر کلامی شما قویتر از کلام شما حرف میزنند.

پیام‌های کلامی و غیر کلامی خود را هماهنگ کنید.

اگر پیامهای کلامی و غیر کلامی شما همسو نباشند، در تفسیر و برداشت طرف مقابل ابهام ایجاد میشود. این امر به ویژه در کودکان حائز اهمیت است، زیرا درک آنان از موضوع های پیرامونشان عینی است. کودکان هنوز توانایی فهم مسائل انتزاعی را به دست نیاوردهاند بنابراین باید در برقرار کردن ارتباط با آن ها به روشن بودن پیامها توجه ویژه ای داشته باشیم. مثلاً وقتی از بهم ریخته بودن اطاق پسرتان عصبانی می شوید و با حالتی تمسخرآمیز به او می گویید:«دستت درد نکنه»، او گیج میشود و ممکن است معنای صحبت و نظر واقعی شما را در مورد کارش نفهمد. اگر کودک سه ساله شما حرف ناسزایی را بیان کند و شما به او بگویید: «آفرین، خیلی ممنون از اینکه این همه حرفای قشنگ یادگرفتی»، او نمیفهمد منظور شما این بوده که حرفش اصلاً پسندیده نیست و دیگر نباید آن را تکرار کند.

ارتباط_نوجوان

منبع
سنجش برتر
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن